#معرفي_كتاب

«زنانی که با گرگها می دوند» کتابیست متمایز و جانبخش، نوشته خانم دکتر کلاریسا پینکولا استس، با ترجمه ای بی نظیر به دست الهام بخش خانم سیمین موحد. (نشر پیکان)

خانم استس برای رسیدن به هدفش که بیدار کردن کهن الگوی “زن وحشی” در خواننده است از داستانهای  ملل مختلف دنیا استفاده کرده و با نگاهی یونگی اما واژگانی غیرتخصصی، لایه های عمیقتر داستان را به روی خواننده می گشاید. ایشان عناصر داستان را نه فقط به عنوان مصداقهایی از رویدادهای روزمره که حتی به عنوان نمودهایی از بخشهای درونی روانمان بررسی می کند.
داستانها به طور عمده پیامدهای زندگی «با روح» را در مقابل زندگی «با نفس» به تصویر می کشند. در زندگی ما انسانها عواملی بوده و هست که هم در سطح فردی و هم اجتماعی می تواند ذوق زیستنی “وحشی”{به معنای طبیعی} را از ما بمکد. وقتی ما در رسیدن به چیزهای جالب چیزهای مهم را می دهیم گرفتار «معامله با شیطان» هستیم و اینجاست که از خویشتن خود فاصله می گیریم. داستانهای غم انگیز، تلخیِ راضی شدن نفس به نزدیکترین نتیجه به قیمت صرفنظر از روح را به ما می چشاند و داستانهای نیک_ انجام، نوید وجود بینش و قدرت تمیز حتی در اوج دشواریها به ما می دهد.
🔗
چند جمله از کتاب: 

«دوست داشتن یعنی در بر گرفتن، و در عین حال تاب آوردن پایانهای بسیار بسیار و آغازهای بسیار بسیار- و همگی درون همان رابطه.»

«آرزوی نگه داشتن عشق به مثبت ترین شکل خود، همان چیزی است که باعث می شود سرانجام عشق برای همیشه بمیرد.»

«در آغوش گرفتن جهان و عمل کردن در آن به شیوه ای زنده و جانبخش، عملی مقتدرانه از جانب روح وحشی است.»

«سه چیز زندگی کردن با روح را از زندگی کردن صِرف با نفس متمایز می کند. این سه چیز عبارتند از قابلیت احساس کردن و یادگرفتن راههای نو، سماجت و ابرام در پیمودن جاده های ناهموار، و صبر و بردباری در آموختن عشق عمیق به مرور زمان. »

« جهل یعنی ندانستن هیچ چیز و جذب شدن به سوی خیر. معصومیت یعنی دانستن همه چیز و باز جدب شدن به سوی خیزد

   «بازگشت به سوی وحش و روح آزاد باید با جسارت اما با تفکر صورت بگیرد.»  

این کتاب، خود از روح روشنی برخوردار است و مدام خواننده را تشویق می کند که با خودش روراست باشد و به شهود نسبت به چیزی که در پس ظاهر هست ایمان داشته باشد. و به گفته خانم استس «وحشی» باشد.

این کتاب تمام زندگی و تمام زن را در نظر می گیرد و بسیار فراتر از این معرفی کوتاه جای اندیشیدن دارد.

با این که مخاطب اصلی کتاب “زنان” هستند اما برای هر مردی که حقیقت را می جوید نیز بسیار مفید خواهد بود 

قابل توجه عموم هم شهریهای عزیز


به استحضار مي رساند با تصويب مجلس شوراي اسلامي و تاييد شوراي نگهبان، نهاد كتابخانه‌هاي عمومي كشور در سال 1382 به عنوان نهاد عمومي آغاز به كار كرد. با تشكيل ادارات كل كتابخانه‌هاي عمومي و ادارات شهرستان، توسعه كمّي و كيفي كتابخانه‌ها و نيز اجراي برنامه‌هاي متنوع فرهنگي- ترويجي؛ جايگاه ساختاري نهاد به تدريج ارتقاء يافت تا هم اكنون كه در آستانه چهاردهمين سالروز تاسيس نهاد شاهد اثربخشي ملموس آن در حوزه ترويج كتابخواني در ميان ساير دستگاه‌هاي متولي امر كتاب و كتابخواني هستيم.
علاوه بر برنامه‌ريزي و نظارت بر اقدامات‌ متنوع فرهنگي- ترويجي در كتابخانه‌ها، اعم از نشست‌هاي كتاب‌خوان؛ مسابقات كتابخواني؛ جشنواره‌هاي متعدد ترويج كتابخواني؛ جلسات نقد و بررسي كتاب؛ رونمايي كتاب؛ طرح كتاب‌خوان ماه؛ نورسيده‌ها و ...؛ و به منظور زمينه‌سازي اجراي مصوبه جلسه 692 مورخ 23/8/96 شوراي فرهنگ عمومي كشور در خصوص نحوه هم‌افزايي دستگاه‌هاي فرهنگي در ترويج كتابخواني در جامعه؛ ضروري است "كتابخانه" به عنوان مهم‌ترين ركن ساختاري نهاد به مديران و متوليان فرهنگي كشور و عموم مردم بيشتر شناسانده شود.
از سويي با توجه به بيانات مقام معظم رهبري ( دام ظله العالي) مبني بر اين كه "هدايتگري فرهنگي بنياني تر از هدايتگري سياسي است و يكي از اهداف اصلي دشمنان اسلام و ملت ايران، تغيير فرهنگ و اخلاق مردم به ويژه سبك زندگي آنان است"، همچنين تاكيدات ايشان بر اين موضوع كه "عادت و روش هاي خوب زندگي همچون كتاب خواني يكي از ابعاد مهم سبك زندگي اسلامي است و بايد مردم و جوان ها به كتابخواني و نخبگان را به توليد كتاب تشويق كرد"؛ نهاد كتابخانه هاي عمومي براي تحقق و اجرايي شدن منويات مقام معظم رهبري در اين مسئله، در آستانه سالروز تاسيس اين نهاد، در نظر دارد طرح " كتابخانه‌گردي" را در سراسر كشور به اجرا درآورد. در اين طرح از عموم مردم و كليه مديران اجرايي استان و شهرستان‌ها دعوت به عمل مي آيد در روز 17 اسفند، از كتابخانه هاي عمومي بازديد نمايند تا ضمن حضور در كتابخانه و آشنايي با تلاش هاي ارزنده كتابداران، خدمات، روند فعاليت‌ها و اقدامات اجرايي در نهاد كتابخانه‌هاي عمومي كشور؛ امكان عضويت رايگان از عموم بازديدكنندگان در تاريخ مذكور فراهم آيد.
با عنايت به ظرفيت اثرگذار آن مجموعه در توسعه و ترويج كتابخواني؛ از جنابعالي دعوت مي گردد در تاريخ مذكور به همراه خانواده كتاب‌خوان خود در يكي از كتابخانه هاي عمومي(مطابق فايل پيوست) تشريف فرما شويد. انعكاس موضوع مذكور به كاركنان ارجمند تحت مديريت جنابعالي مزيد امتنان است.
اميد است با مشاركت و هم افزايي آن مجموعه و ساير دستگاه ها در امر كتاب خواني، در مسير دست‌يابي به اهداف مقدس فرهنگي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران گام هاي موثري برداشته شود؛ ان شاء الله.
امضا كننده: مديركل استان/ رئيس اداره شهرستان

چندی پیش، مقاله‌ای در مجله تایم منتشرشد که می گفت مطالعات ثابت کرده، کتاب‌خوان‌ها در قیاس با افراد عادی آدم‌های خوب‌تر و باهوش‌تری هستند و شاید تنها آدم‌هایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشق شدن را داشته باشند.

بر اساس مطالعاتی که روان‌شناسان در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجام داده‌اند، کسانی که رمان می‌خوانند میان انسان‌ها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاد دارند، می‌توانند عقاید، نظر و علائق دیگری را مدنظر قرار دهند و درباره آن قضاوت کنند.

آن‌ها می‌توانند بدون این که عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دست بردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.

تعجبی هم ندارد که کتاب‌خوان‌ها آدم‌های بهتری باشند. کتاب خواندن تجربه کردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است. یاد گرفتن این نکته که چه طور بدون این که خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.

کتاب‌خوان‌ها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدم‌ها دسترسی دارند. آن‌ها چیزهایی دیده‌اند که غیر کتاب‌خوان‌ها امکان ندارد از آن سر دربیاورند و مرگ انسان‌هایی را تجربه کرده‌اند که شما هرگز آن‌ها را نمی‌شناسید.

آن‌ها یاد گرفته‌اند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیده‌اند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتاب‌خوان‌ها بسیار از سن‌شان عاقل‌ترند.

تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ ثابت کرده که هر چه‌قدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آن‌ها قوی‌تر می‌شود و در نهایت باعث می‌شود این بچه‌ها واقعا عاقل‌تر شوند، با محیط‌شان بیشتر انطباق پیدا کنند و قدرت درک‌شان بالاتر برود.

تجربه‌های قهرمان‌های داستان‌ها تبدیل به تجربه‌های خود خواننده‌ها می‌شود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان می‌کشد، تبدیل به باری می‌شود که خواننده باید تحمل کند. خواننده‌های کتاب‌ها هزاران بار زندگی می‌کنند و از هر کدام از این تجربه‌ها چیزی یاد می‌گیرند.

اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیل کند و فضای خالی قلب‌تان را پر کند، می‌توانید این کتاب‌خوان‌ها را در کافی‌شاپ‌ها، پارک‌ها و متروها پیدا کنید. چند دقیقه که صحبت کنید، آن‌ها را به جا خواهید آورد.

کتاب‌خوان‌ها با شما حرف نمی‌زنند، با شما رابطه برقرار می‌کنند

آن‌ها در نامه‌ها یا مسج‌هایشان انگار برای‌تان شعر می‌نویسند. صرفا به سوالات‌تان جواب نمی‌دهند یا بیانیه صادر نمی‌کنند، بلکه با عمیق‌ترین فکرها و تئوری‌ها پاسخ شما را می‌دهند. شما را با دانش بالای کلمات و ایده‌هایشان مسحور خواهند کرد.

آدم‌ها فقط باید عاشق کسی شوند که بتواند روح‌شان را ببیند. این آدم باید کسی باشد که به روح شما نفوذ می‌کند و به بخش‌هایی از روح شما دسترسی پیدا می‌کند که هیچ‌کس دیگر قبلا کشف‌اش نکرده است.

بهترین کاری که خواندن داستان‌ها با آدم‌ها می‌کنند این است که کامل نبودن شخصیت‌ها باعث می‌شود ذهن شما سعی کند از ذهن دیگران سردربیاورد. این جور آدم‌ها توانایی همدلی پیدا می‌کنند. ممکن است همیشه با شما موافق نباشند، اما سعی می‌کنند ماجراها را از زاویه دید شما ببینند.

آن‌ها نه‌تنها باهوش‌اند که عاقل هم هستند

باهوش بودن همیشه هم خوشایند نیست، اما عاقل بودن آدم‌ها را تحریک می‌کند. همیشه مقاومت در برابر آدم‌هایی که می‌شود چیزی ازشان یاد گرفت کمی سخت است. عاشق یک آدم کتاب‌خوان شدن نه‌تنها کیفیت گفت‌وگو را بالا می‌برد، بلکه باعث می‌شود سطح گفت‌وگو بالا برود.

بر اساس تحقیقات، کتاب‌خوان‌ها به دلیل دایره وسیع واژگان‌شان و مهارت‌های حافظه، آدم‌های باهوش‌تری هستند. ذهن آن‌ها در قیاس با آدمی معمولی که کتاب نمی‌خواند توانایی درک بالاتری دارد و راحت‌تر و به‌شکل موثرتری می‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند.

قرار و مدار گذاشتن با آدم اهل کتاب به قرار گذاشتن با هزاران نفر می‌ماند. انگار که تجربه‌ای را که او با خواندن زندگی همه این آدم‌ها به دست آورده در اختیار شما قرار دهد، انگار با یک کاشف قرار گذاشته باشید.

اگر با کسی دوست باشید که کتاب می‌خواند، یعنی می‌توانید هزاران بار زندگي کنید .