تعطیلی کتابخانه های عمومی

قابل توجه اعضا محترم امروز سه شنبه ۱۳۹۶/۰۸/۳۰ کتابخانه عمومی امام جعفر صادق ع تعطیل می باشد. لطفا مراجعه نفرمایید . 

🔹در ستایش کم‌خوانی:زنده‌یاد پوری سلطانی

 

🔸نامهٔ انجمن کتابداران ایران، پاییز ۱۳۵۶ شماره ۳۹. 

بخش‌هایی از این مقالهٔ ارزشمند و خواندنی، که در واقع متن سخنرانیِ زنده‌یاد پوری سلطانی است که ۴۰ سال پیش در هفتهٔ کتاب، در دانشگاه شیراز ارائه کرده است:

هفتهٔ کتاب است، همه از خواندن، همه از کتاب، همه از کتابخانه و همه از نشر و طبع و مطبوعات سخن می‌گویند. رادیو، تلویزیون، روزنامه‌ها، مجلات، سخنرانان،… همه از خواندن صحبت می‌کنند. آن‌قدر که حتی من کتابدار هم به امان می‌آیم و وقتی صدای سوزناک تبلیغات‌چی را از رادیو می‌شنوم که از کتاب حرف می‌زند بی‌اختیار رادیو را خاموش می‌کنم.

نمی‌دانم کدام از ما تاکنون زحمت این را به خود داده‌ایم که لحظه‌ای بنشینیم و به‌درستی بیندیشیم که این غوغا از برای چیست؟ شما که تبلیغ کتاب خواندن می‌کنید واقعاً چه اصراری به این کار دارید؟ چرا باید کتاب خواند؟ برای اینکه باسواد شویم، برای اینکه معلوماتمان بالا برود، برای اینکه روشنفکرنما بشویم و بتوانیم وسیله‌ای برای فخرفروشی تحصیل کنیم، برای سرگرمی یا برای وقت‌کُشی؟ برای اینکه از گرفتاری‌های روزگار فرار کنیم؟ برای اینکه دنیای جدیدی را کشف کنیم، برای اینکه به علم‌مان بیفزاییم؟ واقعاً برای چه می‌خوانیم؟ باسواد شویم. باسوادتر بشویم. هدف غائی بشر از باسواد شدن چیست؟ از آموختن و بازآموختن چیست؟ این‌ها را آدمی به چه منظور بر خود واجب می‌داند؟ هیچ وقت از خود پرسیده‌ایم چرا بخوانم؟ چرا باسواد شوم؟ آن‌ها که سواد ندارند از دیگران خوشبخت‌تر نیستند؟ سواد یعنی چه؟ سواد خواندن و نوشتن است؟ سواد، جواب برخی از مجهولات را دانستن است؟

جوابِ چه بسیار مجهولات را که بی‌سواد می‌داند و باسواد نمی‌داند. سواد، تجربه است، سواد، زندگی است، سواد، انسان بودن و آدمی‌گونه زیستن است. سواد، کشف است و شهود. سواد، درون‌نگری است، درون من که انسانم و درون تو که انسانی. سواد عشق است و حصول عشق واقعی به قول اریک فروم زمانی امکان‌پذیر است که افراد بتوانند از کانون هستی خود با هم گفت‌وشنود کنند. یعنی هر یک بتواند خود در کانون هستیِ دیگری درک و تجربه کند…

قدمای ما چگونه می‌خواندند؟ آن‌ها با کتاب عشق می‌ورزیدند. با کتاب زندگی می‌کردند. با کتاب گفت‌وشنودی دوجانبه برقرار می‌کردند. آن‌ها هر کتاب را ده‌ها و ده‌ها بار می‌خواندند. هر کلمهٔ آن برایشان متضمن معانی بی‌شمار بود و هر جمله‌ای دنیایی از رازهای سر به مُهر که باید گشوده می‌شد. با هر کلمه حرف می‌زدند. این است که می‌بینیم بر کتاب‌ها، بر کلمات هر کتاب شروح و حواشی بسیار نوشته می‌شود. شروحی که خود دنیایی است از آنچه خواننده از این گفت‌وشنود دوجانبه تحصیل کرده است.

کدام‌یک از ما این روزگار می‌توانیم ادعا کنیم که یک کتاب را بیش از یک یا دوبار خوانده‌ایم؟ بدیهی است که هیچ‌کدام...

قدمای ما با کیفیت کار داشتند و عمقی می‌خواندند. ما با کمیّت کار داریم و سطحی می‌خوانیم. مادران و پدران ما، مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌های شما آنچه را خوانده‌اند با زندگی‌شان عجین شده است و شما اغلب تعجب می‌کنید که چگونه برای هر مطلب شاهد مثالی از سعدی، حافظ، از قرآن، از مولانا و از ناصر خسرو دارند. و ما که این‌همه به‌ظاهر باسوادتریم و مدرسه‌رفته و دانشگاه‌دیده و کتاب‌خوانده، چگونه چنین قدرتی نداریم. برای اینکه سواد برای آن‌ها متاعی نبوده است که با آن به بازار بروند. سواد، زندگی‌شان است. اگر شعری از حافظ برایتان می‌خوانند برای این است که سال‌ها با این دوست راز و نیازها داشته‌اند و حالا شناخت‌شان از او خیلی بیشتر از شناسائی شما از دوست دیرین‌تان است. این است که وقتی بیتی را شاهد مثال می‌آورند در واقع حرف دلشان را می‌زنند، منتهی به‌زبانی زیباتر. درست همانند اینکه جزئی از تجربهٔ خاصی از زندگی‌شان را برایتان نقل می‌کنند…

تند بخوانیم، تند بخوانیم که از اخبار روز عقب نمانیم. زیاد بخوانیم. زیاد کتاب بخریم. «چگونه بخوانیم، چه بخوانیم و چه می‌خواهیم از خواندن»، مطرح نیست. این است که در بازار غرب مسئلهٔ تندخوانی مد روز می‌شود. تدریس می‌کنند که به‌جای حروف، کلمات و به‌جای کلمات، سطور و به جای سطور، اوراق را بخوانیم.

تندخوانی یعنی اینکه بتوان با یک نظر یک ورق را خواند. و این‌همه به‌جای تامّلی است که قدمای ما در هر کلمه، در هر جمله و در هر سطر می‌کردند. در چنین دنیایی دیگر چه جای حافظ است و مولانا؟ چه جای حلاج است که با خدا یکی شد، و چه جای فردوسی و سعدی و طبری و بیهقی؟
 

تعطیلی کتابخانه های عمومی

به اطلاع اعضا محترم کتابخانه های عمومی شهرستان خرم اباد می رساند بنا به دستور دبیر کل محترم نهاد کتابخانه های عمومی کل کشور  روز شنبه مورخ ۲۷ابانماه ۱۳۹۶کتابخانه های عمومی تعطیل می باشند 

** نمادی به نام «کتابخوانی

 

کتابخوانی یک نماد است. ما اگر نگران کتاب نخوانی مردممان هستیم به این معنا نیست که چرا عده یی صرفا برای چند ساعت یا دقیقه در روز وقتشان را با کتاب نمی گذرانند. ناراحت نیستیم که چرا مردم برای کتاب پول خرج نمی کنند. حتا ناراحت از این هم نیستیم که چرا مردم ما چند رمان را نخوانده اند و فلان اطلاعات جدید را ازفلان موضوع کسب نکرده اند. صحبت بر سر این است که چرا این ملت گرایش به سمت دانستن و فهمیدن ندارد. چرا بارور کردن ذهن برای آنها حایز هیچ اولویتی نیست. چرا با پدیده ی والایی چون کتاب بیگانه اند. چرا این ملت این قدر بی پرسشند. چرا این قدر نسبت به آنچه در جریان آگاهی جهانی می گذرد بی تفاوتند. چرا هیچ چیز در جهان و وجودشان شگفتی و سوال ایجاد نمی کند. چرا این ملت آنچنان سوداهای سربالا یی ندارد. چرا برای آنها هنر زیاد محل اعراب ندارد. چرا این قدر به تکرار و ملال و سنت و جهل خو کرده اند؟ اینها تازه بخشی از فاجعه ی کتاب نخوانی ست. آن طرف دیگر ماجرا به تبعات این کتاب نخوانی ها بر می خوریم. تبعاتی که شامل بیشعوری ٬ عوضی شدن و انواع آسیب های وحشتناک اجتماعی می شود.

کتاب ممنوع

 

پژوهش درباره کتاب ممنوع (Banned Book) و همزاد آن کتاب‌سوزی (Book Burning) یکی از موضوعات مورد علاقه مطالعات خواندن است.

چه انگیزهایی سبب می‌شود، خواندن یک کتاب در جامعه ممنوع اعلام شود؟ فرایند ممنوعیت یک کتاب در جوامع مختلف چگونه است؟ ایده کتاب و خوانندگان آن در ذهن ممنوع‌کنندگان چگونه شکل گرفته است؟ آیا می‌توان با پژوهشی تجربی یا آزمایشگاهی نشان داد که یک کتاب آن قدر می‌تواند مخرب باشد که خواندن آن را ممنوع اعلام کرد؟ مکانیسم تاثیر یک کتاب چیست؟ این پرسش‌ها و چندین پرسش دیگر، همیشه درباره ممنوعیت کتاب مطرح است.

اخیراً دو کتاب جالب در این زمینه ترجمه و منتشر شده است که کتاب ممنوع را در دو زمینه سیاسی و اجتماعی، توصیف می‌کند و می‌تواند، ابزار خوبی برای تحقیق در این زمینه باشد. مشخصات این دو کتاب به شرح ذیل است.

کتاب‌های ممنوع: سرگذشت رمان‌های ممنوع‌شده به دلائل اجتماعی در آمریکا و جهان. نوشته دان سووآ. ترجمه طاهره رضایی و محسن حنیف. انتشارات علمی و فرهنگی، بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان. 1396.
کتاب‌های ممنوع: سرگذشت رمان‌های ممنوع‌شده به دلائل سیاسی در آمریکا و جهان. نوشته نیکولاس جی. کارولایدز. ترجمه طاهره رضایی و محسن حنیف. انتشارات علمی و فرهنگی، بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان. 1396.

در این دو کتاب، که به صورت مدخل‌هایی مستقل برای هر اثر تنظیم شده است، ابتدا هر اثر و نویسنده آن به طور مختصر معرفی می‌شود و سپس عاملی که منجر به ممنوعیت موقت یا دائمی کتاب شده است، روایت می‌شود. تمرکز این دو کتاب بر آثار ادبی است.
@readingStudies

https://t.me/readingstudies/528

21 ابان زاد روز پدر شعر نوین فارسی    نیما یوشیج     مبارکباد

مسابقه کتابخوانی به مناسبت هفته کتاب

 به مناسبت هفته کتاب مسابقه کتاب خوانی " من و کتاب" در اداره شهرستان خرم آباد برگزار می شود . در صورت تمایل می توانید با مراجعه به کتابخانه ها و دریافت فرم در این مسابقه شرکت نمایید .

قابل توجه تمامی متقاضیان استفاده از منابع کتابخانه های عمومی

با توجه به فرارسیدن بیست و پنجمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران و بزرگداشت علامه فقید آیه الله طباطبایی و نامگذاری روز 24  آبان ماه به عنوان روز کتابدار ، عضویت در کتابخانه های عمومی سراسر استان در این روز رایگان می باشد.

متقاضیان می توانند با در دست داشتن کپی شناسنامه یا کارت ملی و هزینه صدور کارت به کتابخانه ها مراجعه کرده و ثبت نام نمایند.

به اطلاع اعضا محترم می رساند به مناسبت هفته کتاب مسابقه خاطره نویسی توسط اداره شهرستان خرم آباد برگزارمی شود /

علاقه مندان می توانند با مراجعه به کتابخانه های عمومی شهرستان و دریافت فرم در این مسابقه شرکت نمایند. مسابقه در دو بخش کتابداران و اعضا برگزار می شود . به سه نفر از برگزیدگان در هربخش جوایزی به قید قرعه اهدائ خواهد شد. 

شرایط نگارش خاطره 

1. رعایت قواعد نگارش ادبی 

2. موضوع خاطره مربوط به بحث کتاب و کتابخوانی باشد. 

3. خاطره مربوط به یکی از کتابخانه های عمومی باشد . 

بیست وپنجمین هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران  20-25 آبان ماه 1396 مبارک باد.

 برنامه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در بیست و پنجمین دوره هفته کتاب

 

هشتم آبان سالروز درگذشت شاعر نامدار انقلاب، دكتر قيصر امين‌پور است.
يادش را گرامي مي‌دارم و شعري از او تقديم مي‌كنم:

حرف‌های ما هنوز ناتمام ....
تا نگاه می‌کنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود
آی .....
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر می‌شود!

قیصر امین ‌پور🌹

 

 

📌با همکاری نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور صورت می‌پذیرد؛
برگزاری مسابقه کتابخوانی از کتاب «۷۲ سخن عاشورایی 

📆 آخرین مهلت شركت در مسابقه: 28 آبان ماه 1396

🔊 http://iranpl.ir/news/6540/
📡 @iranplir

کتاب پیشنهادی ایه الله پناهیان برای زائران اربعین حسینی در طول مسیر

۴ابان سالروز اعتراض امام خمینی ره نسبت به پذیرش لایحه کاپیتولاسیون

، کاپیتولاسیون در اصطلاح سیاسی معاهده‌ای است که بر اساس آن بیگانگان، اقامت خود در کشور دیگری را تحصیل می‌کنند و از برخی حقوق و مزایای اختصاصی بهره‌مند می‌شوند.

سابقه اجرای کاپیتولاسیون در ایران به عهدنامه ترکمانچای می‌رسد. رژیم پهلوی در سال 1343 در صدد احیای کاپیتولاسیون برآمد تا این‌که بیست‌ویکم مهرماه سال 1343 لایحه استماری کاپیتولاسیون با عنوان «لایحه اجازه به مستشاران نظامی آمریکا برای استفاده مصونیت سیاسی و اجتماعی» به تصویب رسید.

به دنبال آن امام خمینی(س) در چهارم آبان 1343 در بیانی تاریخی علیه این لایحه ننگین گفت: «اگر یک خادم آمریکایی، اگر یک آشپز آمریکایی مرجع تقلید شما را وسط بازار ترور کند دادگاه‌های ایران حق محاکمه ندارند. اما اگر بزرگ‌ترین مقام یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست خواهد شد. عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین رفت، من اعلام خطر می‌کنم، ای سران اسلام به داد اسلام برسید، ای علمای نجف به داد اسلام برسید، ای علمای قم به داد اسلام برسید، رفت اسلام. تمام گرفتاری‌های ما از آمریکاست، این وکلا هم از آمریکا هستند.»

این افشاگری‌ها و سخنرانی‌ها باعث شد شاه و رژیم ستمشاهی که از آمریکا و ایادی آن دستور می‌گرفت، امام خمینی(س) را دستگیر و از ایران تبعید کند. با وجود همه مخالفت‌ها و دشمنی‌ها با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه سال 1357 و تشکیل شورای انقلاب در 23 اردیبشهت 1358 لایحه کاپیتولاسیون برای همیشه لغو شد.

نخستین کتاب در این زمینه «کاپیتولاسیون در تاریخ ایران» اثر محمدعلی چلونگر است که در سال 1382 از سوی نشر مرکز در قطع رقعی و 220 صفحه منتشر شده است. در این کتاب به سیر تاریخی حق قضاوت کنسولی (کاپیتولاسیون) در تاریخ ایران از آغاز تا الغای رسمی آن اشاره شده است. زمینه‌های پیدایش کاپیتولاسیون در مشرق زمین و کشورهای اسلامی، هدف‌های بیگانگان از درخواست این‌گونه امتیازها، سیر تاریخی کاپیتولاسیون از زمان مغول تا قاجاریه، مقاومت‌هایی که در مقابل این پدیده صورت گرفته و آثار و پیامدهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، قضایی و فرهنگی تحمیل کاپیتولاسیون به ایران موضوع های اصلی کتاب را تشکیل می‌دهند.

مباحث کتاب در شش فصل سامان یافته است. فصل نخست درباره زمینه‌های پیدایش کاپیتولاسیون در مشرق زمین و کشورهای اسلامی و اهداف بیگانگان از درخواست این امتیاز است. در فصل دوم از پیدایش و سیر تاریخی آن در ایران از زمان مغول تا قاجاریه سخن گفته شده. کاپیتولاسیون در زمان قاجاریه که با امضای قرارداد ترکمانچای به وسیله روس‌ها به ایران تحمیل شد، موضوع فصل سوم را تشکیل می‌دهد.

موضوع مقاومت‌های مختلف در برابر کاپیتولاسیون در فصل چهارم این اثر ارایه شده است. در فصل پنجم، چگونگی و جریان الغای کاپیتولاسیون از سوی مقامات ایرانی که از انقلاب مشروطیت آغاز شده بود، بررسی شده و فصل ششم به نتایج سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، قضایی و فرهنگی تحمیل کاپیتولاسیون اختصاص یافته است .

 

پنج دلیل برای اینکه همه رهبران اهل مطالعه هستند

رهبران شگفت‌انگیز عادت‌های بسیار بی‌نظیری دارند – یکی از این عادات بسیار شگفت‌آور و ساده، مطالعه است. اطلاع کسب کنید که این امر چگونه می‌تواند به شکوفایی و پیشرفت آن‌ها کمک کند…

هری اس. ترومن اظهار داشت، «همه کتاب‌خوان‌ها رهبر نیستند اما همه رهبرها کتاب‌خوان هستند». من عاشق مطالعه هستم، چرا که این کار هم لذت‌بخش است و هم نقش مهمی در کمک به من برای تبدیل شدن به یک رهبر بهتر دارد.

من معمولاً در هر ماه حداقل دو کتاب می‌خوانم، اکثراً از کتاب‌های صوتی سایت Audible.com استفاده می‌کنم. معمولاً میان سه یا چهار کتاب مردد هستم، بنابراین کتابی را که انتخاب می‌کنم که احساس می‌کنم در یک زمان خاص دوست دارم مطالعه کنم، به‌عنوان مثال برای روز یکشنبه کتاب مذهبی، برای زمانی که می‌خواهم آرام باشم، کتاب تخیلی و برای وقتی‌که انگیزه یادگیری دارم، یک یا دو کتاب غیر داستانی را انتخاب می‌کنم.

در اینجا پنج دلیل وجود دارد که بیان می‌کند همه رهبران اهل مطالعه هستند:

  1. مطالعه وضعیت فعلی ما را بالاتر می‌برد
    متوقف کردن زندگی روزمره‌مان کار آسانی است و مطالعه به روزمرگی ما نشاط می‌بخشد. داستان‌هایی در مورد موفقیت‌های بزرگ می‌تواند الهام‌بخش زندگی ما باشد. می‌تواند به ما ایده‌های جدید بدهد. به ما اجازه می‌دهد تا ما به عقب برگردیم و جنگل را ببینیم، درحالی‌که در زندگی روزمره‌مان تنها شاهد چند درخت معدود هستیم.
    به همین دلیل از مطالعه زندگی‌نامه‌ها لذت می‌برم. اخیراً کتاب رویای برندگان (Winners Dream)، اتوبیوگرافی بیل مک درموت مدیرعامل SAP و مبتکران (The Innovators) را مطالعه کردم که داستانی در مورد پیشگامان رایانه و اینترنت است.
  1. مطالعه تجربیات ما را افزایش می‌دهد
    به‌طورکلی نمی‌توانیم زندگی را خیلی سریع تجربه کنیم. برای اینکه مانند یک رهبر برای هر چیزی ارزش‌آفرینی نماییم، کاری زمان‌بر است و معمولاً این فرایند چالش‌برانگیز و به‌هم‌ریخته است.
    در مورد شکل‌گیری یک خانواده فکر کنید. تقریباً ۲۰ سال طول می‌کشد تا یک کودک رشد کند و تنها تعداد محدودی از کودکان تجربه کسب می‌نمایند. زوج‌های قدیمی‌تر می‌گویند که یک عمر طول می‌کشد تا یک ازدواج موفق بنا شود و همچنین فرصت تجربه کردن محدود است. بااین‌حال، به‌واسطه مطالعه می‌توانیم از تجربیات واقعی تعداد نامحدودی از والدین موفق و زوج‌های متأهل استفاده نماییم.
    این امر در پیشبرد کسب‌وکار نیز صادق است. ما تنها آن‌قدر وقت داریم که در حین کارمان تنها چند مسئله را پیش ببریم، اما با مطالعه می‌توانیم از تجربیات بسیاری از رهبران استفاده نماییم.
  1. مطالعه به ما اجازه می‌دهد تا وقت خود را با افراد باهوش بگذرانیم
    ممکن است نتوانید با مایکل هیات، اندی اندروز، دیو رامزی، جیم کالینز یا پیتر دراکر (به این دلیل که وی درگذشته است) ناهار صرف نمایید؛ اما می‌توانید با مطالعه مطالبی که آن‌ها نوشته شده‌اند، زمان زیادی را با آن‌ها بگذرانید.
    من از مطالعه سرخورده شده بودم. کتاب‌ها زیادی را خواندم، اما تمایل نداشتم چیزهایی را که خوانده‌ام به خاطر بسپارم. مایکل هیات دیدگاه من را تغییر داد. در یکی از پادکست‌های وی اشاره شده است که او با هدف به خطر سپردن، مطالعه نمی‌کند. او مطالعه می‌کند تا با افراد باهوش وقت بگذارند.
  1. مطالعه می‌تواند به‌سرعت در ما مهارت ایجاد نماید
    بدون مطالعه، مهارت ما به تجربیات مستقیممان محدود خواهد بود. ما زندگی را به‌سرعت تجربه نمی‌کنیم، بنابراین تجربه مستقیم ما محدود است.
    من در حال حاضر بیش از سه سال است که بر روی سرمایه‌گذاری خطرپذیر در حال کار هستم، اما تجربه من به شرایطم، به‌عنوان‌مثال به میزان بودجه سرمایه خطرپذیر ما، شرکت‌هایی که با آن‌ها کار می‌کنیم و نقش من محدود می‌شود. بااین‌حال، بااینکه ساعات کمی را صرف مطالعه کتاب کسب‌وکار سرمایه‌گذاری خطرپذیر کردم، توانستم مهارتم را در تمام زمینه‌های سرمایه ریسک گسترش دهم.
    البته، یادگیری کتاب به اندازه تجربه عملی مفید نیست، اما می‌تواند فرصتی برای تجربه عملی ایجاد نماید و هنگامی‌که ما مؤثرتر واقع می‌شویم، فرصت به دست آوریم.
  1. مطالعه راه خلاصی را به ما نشان می‌دهد
    هنگامی‌که در مورد مطالعه رهبران فکر می‌کنیم، معمولاً کتاب غیرداستانی، مانند اصول رهبری، بهتر ساختن خود، بیوگرافی‌ها و غیره به ذهنمان می‌رسد. درحالی‌که من عمدتاً کتاب غیرداستانی می‌خوانم، معتقدم مطالعه کتاب داستانی هم مهم است.
    مطالعه کتاب داستانی راه خلاصی را به ما نشان می‌دهد. به شما کمک می‌کند که از لحاظ ذهنی از شرایطتان خارج شوید و احساس تجدیدقوا و بهبود نمایید. هنگامی‌که به زندگی واقعی برمی‌گردید، می‌توانید چالش‌های خود را در مقابل ایده‌های جدید قرار دهید و انرژی و تمرکز تازه‌ای بگیرید.

اگر می‌خواهید یک رهبر باشید، باید یک کتاب‌خوان باشید!

منبع: این نوشته ترجمه مطلبی تحت این عنوان است:  ۵Reasons Why All Leaders Are Readers

مترجم: نازنین مؤمن زاده

 

:
**علت کتاب نخوانی ما

فرق بزرگ مردم ما با مردم مغرب زمین این است که برای غربی ها خودشان مهم ترند تا دیگران. اما برای مردم ما دیگران مورد توجه ترند. به معنای دیگر. ٬ برای غربی دغدغه های روان شناختی و هستی شناختی اولویت دارند. او مدام از اینکه کیست کجاست چراست می پرسد. وبعد اینکه با این که هست چه کند در این جا که هست چه پیش می آید و اگر این طور است باید چه طور باشد مدام درگیر است. برای رفع این درگیری ها مجبور به کسب اطلاعات و درک تجربیات و در نهایت پرداختن به تفکر است. او تفریحات خوبی دارد و رفاه خوب ولی اینهمه ٬ بار او را سنگین تر و البته امکاناتش را بیشتر می سازد.اما در ایران این دغدغه ها جدی یا همه گیر نیست. تصور می شود همه چیز روشن و «مبرهن» است. آب در دل کسی تکان نمی خورد. از آدم تا حوا تا توپولوژی شکم ماهی یی که حضرت یونس در آن می زیست تا ماتریال عصای حضرت موسی تا وضع هندسی در خانه ی مظلومه ی عالم تا ...روز جزا و کیفیت آب جوی های بهشتی و نوع سوخت جهنم و تعداد دندان های حوریان بهشتی و ... همه مشخص و معلوم است. در چنین وصعیتی روشن است که چه کسی و چرا باید دغدغه داشته باشد و مدام کتاب بخواند و چیز جدید بفهمد و خودش برای خودش مهم باشد و چه کسی اصلا دغدغه و سوال خاصی نباید داشته باشد و چیزی نخواند. چرا بخواند ؟ چه مجهولی او را به خواندن تواند ترغیب نمود. او فقط صبح تا شب به دیگران کار دارد . مواظب است بداند کی تکلیف هایش را طبق اصول انجام می دهد کی نمی دهد. کی حجاب برتر (چادر) دارد و کی ندارد و مقید نیست. کی شیعه است کی سنی . کی مستحبات را انجام می دهد کی نمی دهد. کی حروف نماز را درست ادا می کند کی نه. کی می داند تعداد تکه های کفن را کی نمی داند. کی فلان و کی بهمان است. من نمی گویم کار غربی ها درست است . شاید واقعا آنها رد بادند و ما رستگارتر باشیم. شاید ایمان ما آرزوی بی دینان و سست ایمانان باشد. نمی دانم . ولی اگر به دنبال آسیب شناسی یا علت یابی کتاب نخوانی باشیم این احتمالات هست. مولوی می گفت آب کم جو تشنگی آور به دست. فعلا غربی های بی دین یا سست ایمان زیادی تشنگی دارند و ما پر از آبیم.

تفکر ٬ پاره نوشتهای کاظم عابدینی